اخبار

بیانیه جمعیت بانوان فرهیخته و فعال فرهنگ دینی استان زنجان در پی ...
بیانیه جمعیت بانوان فرهیخته فرهنگ دینی استان زنجان، در عزای شهادت و ترور ناجوانمردانه دانشمند بزرگ هسته ای ایران دکتر محسن فخری زاده شهادت بالاترین پاداش و مزد ...
ادامه مطلب
مصاحبه خواندنی جرعه ای از عشق منتشر شد.
بسم الله الرحمن الرحیم          مقدمه  این نوشته گزار‌شی است حقیقی، از زندگی بانوئی‌ که در ۲۲ سالگی تولدی دیگر می‌یابد و در بحبوحه‌ی ...
ادامه مطلب
⚘به مناسبت هفته‌ی دفاع مقدس⚘
  شهرزنجان چه بار سنگینی را آن روز بر دوش‌هایش حمل کرد. فضا بسیار سنگین و غم آلود و حزن‌انگیز بود. در آن روز چه مادران و همسرانی داغدار و چه کودکانی یتیم شدند و ...
ادامه مطلب
محرم در کلام امام خمینی (ره)
محرم دیباچه سرخ شهادت ماه محرم، ماه حماسه و شجاعت و فداکاری آغاز شد . ماهی که خون بر شمشیر پیروز شد . ماهی که قدرت حق، باطل را تا ابد محکوم و داغ باطله بر جبهه ...
ادامه مطلب

آخرین مطالب

 

روضه‌ای متفکرانه در عزلت‌گه دل

ماه محرم فرا رسیده دلم در تلاطم و تکاپوست که امسال در (دوره‌ی کرونایی) چگونه عزاداری اباعبدالله الحسین (علیه السلام) را پاس بدارم. بعد از تفکر و تدبر در این موضوع تصمیم می‌گیرم روضه‌ای متفاوت از سالهای قبل برگزار کنم. روضه‌ای متفکرانه و قدری عارفانه، همراه با معجونی از عشق و احساس، روضه‌ای غریبانه در کنج خانه با دلی شکسته.

برای اولین بار است بانی روضه اباعبدالله الحسین (علیه السلام) می‌شوم به پنج تن آل عبا (علیهم السلام) توسل می‌جویم‌. خیمه‌ای در حسینیه دلم برپا کرده آن را با پرچم‌های سیاه می پوشانم، لختی لباس غفلت را از تن در آورده و رخت سیاه بر تن می کنم، تا ابراز عشق و ارادتم را به مولایم امام حسین (علیه السلام) باحداقل وسیله به اثبات رسانم. هوای دلم غم آلود می‌شود و ابرهای تیره و تار آسمان دلم را فرا می‌گیرد. که با خود نوید بارش باران را به همراه دارد.

 

زیارت امام حسین علیه السلام با زیارت عاشورا

غسلی می‌کنم، وضوئی می‌سازم و با آب توبه دلم را شستشو می‌دهم که شاید از مستی به هوش آمده از غفلت‌زدگی نجات یابم. و یقظه‌ای (بیداری) در دل حاصل شده و بیماری‌های آن مداوا گردد.

وارد حرم خانه دلم می‌شوم رو به قبله نشسته و شروع به خواندن زیارت عاشورا می‌کنم هنگامی که به جمله «اللهم العن العصابة التی جاهدت الحسین علیه السلام» می‌رسم دلم می‌لرزد و زبان سنگینی می‌کند و از گفتن ابا می‌ورزد، لحظاتی به فکر فرو می روم جمله بسیار تأمل برانگیزی است و به خواندن ادامه می‌دهم اما ذهنم هنوز درگیر آن جمله است. اللهم العن ... با تأنی در این جمله قدری غبار از دلم زدوده می‌شود آخر که کشتن امام حسین (علیه السلام) همیشه با شمشیر و نیزه نیست.

سکوت در موضع فریاد، و فریاد در موضع سکوت،و فراموشی سیره‌ی ایشان، نام حسین (علیه السلام)را به زبان آوردن و راه غیر حسین را پیمودن و او را از صحنه زندگی بیرون راندن آیا این جفا بر حسین (علیه السلام) نیست؟و از مصادیق کشتن او نمی باشد؟

 

واعظی از درون دل

ناگهان واعظی از درون دل بر می‌خیزد و با تلاوت آیاتی از قرآن کریم دلم را آماده شنیدن می‌کند او از عبرت‌های‌های روزگار نیز سخن‌ها می‌گوید و این چنین دل را آهسته آهسته به تاریخ صدر اسلام می‌کشاند تا با یادآوری آنها نفسم رام گردد و از سرکشی باز ایستد.

او آیه ۱۶ سوره حدید را تلاوت می‌کند و من نیز گوش جان می‌سپارم به شنیدن آن شاید ره توشه‌ای از عبرت گیرم:

«أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ ۖ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ»

آیا نوبت آن نرسید که گرویدگان (ظاهری از باطن به خدا بگروند و) دل‌هاشان به یاد خدا خاشع گردد و به آنچه از حق نازل شد بذل توجه کنند و مانند کسانی که پیش از این برایشان کتاب آسمانی آمد (یعنی یهود و نصاری) نباشند که دوره طولانی (زمان فترت) بر آنها گذشت و دلهاشان زنگ قساوت گرفت و بسیاری فاسق و نابکار شدند؟

«لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ» (سوره یوسف؛ آیه 111)

بی‌گمان در حکایت ( مجرمان پند ناپذیر) برای خردمندان مایه‌ی عبرتی است.

«فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ» (سوره حشر؛ آیه 2)

(پس ای بینایان آگاه پند گیرید).

 

امام علی (علیه السلام) فرمود:

«اتعظوا عباد الله بالعبر النافع واعتبروا بالآی السواطع وازدجروا بالنذر البوالغ». (نهج‌البلاغه؛ خطبه 203)

(اي بندگان خدا از پندهای سودمند اندرز گيريد، و از نشانه های درخشان (خدایی در مسیر روزگار) پند آموزید و از کارهایی که شما را - با هشدارهای رسا - منع کردند دست بردارید).

النبی (ص): «يا علي إذا تقرب العباد إلى خالقهم بالبر فتقرب إليه بالعقل تسبقهم» (مشکات الانوار؛ 251)

(یاعلی هرگاه بندگان با نیکوکاری با آفریدگار خود تقرب جویند، تو با عقل خود به خدا تقرب بجوی، که بر آنان پیشی خواهی گرفت).

 

تاثیر سخنان واعظ بر دل

پس از شنیدن آن تحولی در دل پدید می‌آید قدری در نیتم می‌اندیشم و گفتار زیبای امام علی علیه السلام را به خاطر می‌آورم که فرمود:

«عِنْدَ تَصْحِيحِ الضَّمَائِرِ تُبدواُ الْكَبَائِرُ» (بحارالانوار؛ 288) هنگامی که نیت‌ها درست شد (و برای خدا بود) اقدام‌های بزرگ صورت می‌گیرد. من نیز سعی می‌کنم که بی‌ریا‌ترین و خالصانه‌ترین روضه را در نهان‌خانه دلم برگزار کنم.

لحظه لحظه‌ی درنگ نیست قافله عمر با شتاب و سرعت می‌گذرد فرصت‌ها چون ابر درحرکتند و کاروان ابدیت با ندای الرحیل کوچ را آغاز نموده است.

به خود نهیبی می‌زنم، ای دل خفته بیدار شو! تا کی به خواب غفلت! تاکی در جهالت! وقت تنگ است و مقصد نزدیک و در این دنیای ناپایدار، امروز صبح که می‌کنی امیدی به شب نیست، و یا شب که می‌خوابی امیدی به صبح نداری. و هر روز یاری مهربان بار سفرش را بسته و از میان ما کوچ می‌کند.

سیری در روزها و شب‌ها سپری شده از عمرم می‌نمایم. به لحظات و ساعات و روزها، و ماه‌ها و سال‌ها و قرون گذشته می‌اندیشم. در واقع سیری در تاریخ اسلام از صدر اسلام تا هم اکنون می‌نمایم و تاریخ را بازخوانی می‌کنم به کسانی می ‌اندیشم که بیرق اسلام را با مشقات و رنج‌های بی‌شمار در طول تاریخ از دل حوادث و سختی‌های جانسوز عبور داد و به عصر حاضر رساندند.

 

تفکری عبرت آمیز

به روزهای اوایل بعثت می‌اندیشم و رنج‌های بیکران حضرت ختمی مرتبت نبی مکرم اسلام (صلوات الله علیه و آله) و همراه و همسوز گرامیش آن بانوی فداکار حضرت خدیجه کبری (علیها سلام) و آزار و اذیت‌های بی‌نهایتی که از جانب منکران حق متحمل شدند. به شعب ابی‌طالب،به شب لیله المبیت و هجرت و سر آغاز جنگ‌ها، به تن مجروح و مبارک پیامبر رحمت، در جنگ احد و فداکاری های علی بن ابیطالب (ع) همراه ایشان، و به یاد حمایت‌های ابوطالب آن مرد بزرگ...

هر چه دقیق‌تر می‌شوم روزنه‌ای در ذهنم گشوده می‌شود و به یاد عمار و یاسر و سمیه که درآن بیابان تفتیده و ریگزار داغ مکه و آن سنگ‌هایی که سنگ‌دلان بر روی سینه آنها می‌گذاشتند و به سختی آن ها را آزار و رنج می‌دادند واز استقامت آن ها به تحیر فرو می‌روم و به یاد آنها روضه‌ای می‌خوانم و می‌گریم و می‌گریم...

 

یاد یاران با وفا

به یاد یاران باوفای پیامبر (ص)، مقدادها و سلمان‌ها، اویس قرنی ها و نیز اشکی می‌فشانم، شاید که درس مقاومت بیاموزم و به یاد وصی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) علی‌بن ابی‌طالب علیه السلام آن شیر‌مرد دلاور و به یاد سقیفه و ظلمی که ظالمان در حق او روا داشتند، به یاد زهرای مرضیه (علیها السلام) و مجاهدت‌ها و تلاش‌های بی‌نظیر او در احیای حقوق غصب شده ولایت، و به یاد پهلوی شکسته‌اش روضه‌ای می‌خوانم و اشکی می‌ریزم از عمق جان، به یاد حمزه سیدالشهدا و اسوه‌های صبر و ایثار، به یاد زبان‌های بریده شده در راه اسلام و به یاد سر‌های از تن جدا شده، و به یاد بدنهای به دار آویخته شده، به یاد کمیل‌ها و میثم تمار‌ها و به یاد مالک اشتر نخعی آن بزرگ‌مرد نستوه، و به یاد اسوه آمر به معروف و ناهی از منکر ابوذر غفاری، که به جرم حق گویی از سوی خلیفه سوم به ریگزار بی‌آب و علف ربذه تبعید می‌شود و در غربت در نهایت تنهایی جان می‌سپارد. دلم از غربت او می‌شکند، اندکی با همسر او درآن بیابان سوزان، همدل شده نوحه سرائی می‌کنم فقط شکسته دلان عمق غربت او را حس می‌کنند زیرا جنس غربت اباذر با غربت‌های دیگر فرق دارد غربت ابوذر یعنی غربت ارزش‌ها و غربت اسلام از عمق جان می‌سوزم می‌گدازم.

 

حادثه و حماسه کربلا

به یاد مسلم‌ بن ‌عقیل اولین سفیر کربلا از جانب امام حسین علیه السلام و دو طفلان مسلم آن کودکان بی‌پناه، به یاد اباعبدالله الحسین بن علی(سید الشهدا) علیه السلام، اسوه کمال و ایثار و پاکبازی و یاد یاران با وفایش، به یاد علمدار کربلا عباس‌بن‌علی قمر بنی هاشم این جا که می‌رسد، دل دیگر تاب نمی‌آورد این‌همه حزن و اندوه، سیل اشک روان می‌شود این دل مگر چقدر طاقت دارد؟

به یاد سرهای بریده شهدای کربلا به یاد سر‌های بالای نیزه‌ها به یاد بدن‌های بی سر به یاد بدن‌های مطهر افتاده در سرزمین پهناور کربلا به یاد علی اصغر شش ماهه و دختر سه ساله امام حسین علیه السلام، به یاد زینب‌کبری علیهاالسلام ام المصائب و مظهر اعلای صبر ، به یاد امام سجاد علیه السلام در غل و زنجیر و به یاد اسرای کربلا و هتک حرمت آل رسول الله و پاهای تاول زده یتیمان بنی‌هاشم، و به یاد جانفشانی‌های مومنین در کل اعصار، اشکی برآمده از دل تاریخ به پهنای صورت جاری می‌شود قدری کنار آن‌ها می‌نشینم و آه و ندبه سر می‌دهم و با آنان همدل و هم قدم می‌شوم و مرثیه سرایی می‌کنم تا دل طاقت بیاورد ادامه ماجرا را.

 

روضه تاریخ معاصر

روضه‌ای به یاد رنج های امام خمینی رحمة الله علیه، و به یاد دردهای نهفته در سینه مقام معظم رهبری (دام ظله العالی) به یاد سردار کاظمی‌ها و حججی‌ ها و حاج قاسم سلیمانی‌ها، روضه‌ای به یاد پدران و مادران چشم به راه فرزندانشان، و، به یاد ناله‌های کودکان یتیم ،روضه‌ای به یاد شهدای هشت سال دفاع مقدس، به یاد آزادگان و جانبازان و ایثارگران و به یادشهدای گمنام و کل شهدای انقلاب اسلامی می‌خوانم.

اما دل چگونه تاب بیاورد روضه‌ای بخوانم به یاد خون دل خوردن های امام عصرمان ولی الله الاعظم (روحی له الفداء) از دست ما شیعیان، اینجا که می‌رسم درد عمیق تر می‌شود و دل شکننده‌تر و اشک سوزاننده‌تر وحزن تمام وجودم را فرا می‌گیرد.

 

روضه‌ای به وسعت تاریخ

و در نهایت روضه‌ای می‌خوانم به یاد تمامی دلاوران و شیر مردان تاریخ و همه دلسوختگان عالم یک روضه‌ی تاریخی، و به وسعت کل روضه‌های تاریخ اشک می‌ریزم روضه‌ای بی‌ریا و خالص همراه با نکوداشت و یاد تمامی خطبا، نویسندگان، مداحان، و شعرای متعهد و اساتید بزرگوار و پدران و مادرانی که ما را با مجالس اهل بیت علیهم السلام آشنا کردند به یاد همه آنها که در اعتلای حق و پرچم اسلام اهتمام نمودند و تمهیداتی فراهم کردند تا من و شما امروز در نهایت امنیت عزاداری امام حسین علیه السلام را برپا کنیم و بر پائی این مجالس را مدیون زحمات همه‌ی آن‌ها می‌دانم و اجر و پاداش و مقامات و درجات عالی از خداوند برایشان مسئلت می‌نمایم.

 

روضه‌ای برای غفلت خود

و در پایان باید روضه‌ای برای غفلت خود بخوانم و با عمق وجود بگریم از قصورها، خطاها ،بی‌وفایی‌ها، پیمان شکنی‌ها، آری شهدا به وظایفشان عمل کرده به اهداف بلندشان رسیدند این منم که در کوچه پس‌کوچه‌های هوی و هوس هنوز قدم میزنم و در بیراهه‌ها گام بر می‌دارم و در حصارهای تنیده به دور خودم از حجاب‌های ظلمانی، دست و پا می‌زنم هنوز سرزمین عربستان و کربلا و کوچه‌های مدینه و خانه‌های آن‌ها جانفشانی‌های دلاوران اسلام را به خاطر دارند، هنوز محراب های مساجد در سوگ آنان اشک می‌ریزند، و هنوز سنت‌های فراموش شده در فراق آنها ناله سر داده‌اند، اما من انسان چه زود فراموش کردم یاد و خاطره آنان را!

ما غرک بربک الکریم؟ ... آیا این همه حجج بالغه کافی نیست که انسان خفته را از خواب غفلت بیدار کند؟

 

احقاق حق صاحبان حقوق در روز قیامت

حالم چگونه خواهد بود در روز قیامت که ام‌البنین آن شیر زن دلاور با چهار پسرش در برابرم ظاهر شود و دست‌های قطع شده عباسش را بالا برده، از من بپرسد با این دست‌ها چه کردید؟

و رباب آن بانوی مکرم از پاسداشت لب‌های تشنه علی اصغرش بپرسد؟

و دختر سه ساله امام حسین علیه‌السلام با چشمان گریانش جویای حقش باشد؟

و لیلا آن بانوی مکرم و با فضیلت دست جوانش علی اکبر را بگیرد و احقاق حق کند؟

و زینب‌کبری ام‌المصائب و کاروان‌دار اسرای کربلا از من بپرسد برای نجات و رهایی کاروان اسرا چه کردید؟ آیا سزاست که شما نیز آنان را به اسارت بگیرید؟

و تمام شهدا صف کشیده از من بپرسند با خون ما بعد از ما چه کردید؟

و حضرت اباعبدالله الحسین (سید الشهدا) علیه‌السلام با سر از تن جدا شده از من بپرسد آیا حق ولی خدا را پاس داشتید؟

سزاست از این همه درد جان سپارم.

🔸ای وای بر من از روز عبور از صراط، معبری که دل‌ها در آن بلرزد، و قدم‌ها بلغزد!

«نَسأَلُ اللهُ مَنازِلَ الشُّهَداء وَ مَعایِشَهَ السُّعَداء وَ مُفارَقَهَ الأنبیاء.» (نهج‌البلاغه؛ خطبه 23)

 ما برای همگان سعادت و منزلت شهدا و رفاقت با انبیاء رامسئلت می‌نمائیم.

 

6fb179fd 9565 43f8 b11b df36145d7450

 

 

 

و ما توفیقی الا بالله

صغری امیریان   زنجان   1399/6/5

 

 

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق این سایت محفوظ و متعلق به اداره کل تبلیغات اسلامی استان زنجان می باشد

طراحی و اجرا: صفیرسنتر پایگاه فرزندان انقلاب