اخبار

خط حزب‌الله ۲۷۹ | راه‌حل گرانی
 شماره‌ی دویست‌ و هفتاد و نه هفته‌نامه‌ی خط حزب‌الله با عنوان «راه‌حل گرانی» منتشر شد.  خط حزب‌الله در آستانه‌ی عید نوروز و ...
ادامه مطلب
رونمایی از تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب «عصرهای کریسکان» در ...
  تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب «عصرهای کریسکان» با حضور جمعی از مسئولان کشوری و استانی در سنندج رونمایی شد. به گزارش روابط عمومی اداره‌کل تبلیغات اسلامی ...
ادامه مطلب
بیانیه جمعیت بانوان فرهیخته و فعال فرهنگ دینی استان زنجان در پی ...
بیانیه جمعیت بانوان فرهیخته فرهنگ دینی استان زنجان، در عزای شهادت و ترور ناجوانمردانه دانشمند بزرگ هسته ای ایران دکتر محسن فخری زاده شهادت بالاترین پاداش و مزد ...
ادامه مطلب
مصاحبه خواندنی جرعه ای از عشق منتشر شد.
بسم الله الرحمن الرحیم          مقدمه  این نوشته گزار‌شی است حقیقی، از زندگی بانوئی‌ که در ۲۲ سالگی تولدی دیگر می‌یابد و در بحبوحه‌ی ...
ادامه مطلب

بر کرانۀ کمالات

حضرت خدیجه کبری(ع) بانویی است که به لحاظ نَسَب، اصالت و شرافت دارد و از نظر کمالات و فضایل اخلاقی، بانویی کم بدیل به شمار می رود؛ عاطفه، فداکاری، عفّت، نجابت و سخاوت از جمله خصال ستوده ایشان است. هنگام شکوفایی و رویش نهال اسلام در ایامی آمیخته به رنج، غربت و فشارهای گوناگون کفار و مشرکان، او نه تنها به دعوت این آئین، خردمندانه و با آگاهی گردن نهاد؛ بلکه نخستین بانویی است که به رسول اکرم(ص) ایمان آورد و در طول حیات با برکت خویش، نمونه هایی از ایثار و فداکاری را به نمایش گذاشت و در شرایطی آشفته و جانکاه با خاتم انبیاء، هم دردی داشت و مرهمی بر آلام آن مصطفای پیامبران بود؛ تا او بتواند رسالت خطیر خویش را ادامه دهد و به انجام برساند.

خداوند متعال چنین مقدّر نمود که حضرت خدیجه(ع) با آن خُلق و خوی شایسته، محرم حریم نبوت و امامت گردد و جده یازده ستاره پرفروغ آسمان ولایت و زعامت باشد و تاج افتخار همسری حضرت محمد مصطفی(ص) و مادریِ بانوی دوسرا، حضرت زهرای اطهر(ع) را بر سر نهد و بر این عزّت و کرامتی که نصیبش گردیده، ببالد و بر اقران خویش مباهات نماید. به همان میزان که در فضایل و مکارم کم نظیر است، در هاله ای از گمنامی و غبار مظلومیت به سر می برد؛ زیرا آن گونه که لایق ایشان می باشد، تکریم نمی گردد و متأسفانه نه به درستی در گذر تاریخ و گسترة جهان اسلام شناخته شده و نه آن که به شایستگی و منصفانه شناسانیده شده است.

گویا برخی مورخان و محدّثان در آثار و نگاشته های خویش تعمدی داشته اند که مقام و منزلت حضرت خدیجه(ع) به حاشیه برود و مکارمش انکار گردد، از منابع روایی معتبر و متقن چنین مستفاد می گردد که جایگاه حضرت خدیجۀ کبری(ع) در عصر درخشان ائمّه هدی(ع) با توصیه های مؤکد آن وجودهای مقدس، در میان اقشار گوناگون مسلمان از منزلت والایی برخوردار بوده است؛ اما به مرور ایام و به دلیل کوششهای مورخان و راویان وابسته به دستگاه های استبدادی دولتهای اموی و عباسی، مکانت این بانوی بزرگوار رو به تحلیل رفته و کم خاصیت جلوه داده شده است.

برخی از همسران رسول خدا(ص) با وجود اینکه نسبت به خدیجه کبری(ع)، مدت کوتاه تری را با آن حضرت زندگی کرده اند، در پاره ای منابع تاریخی و روایی عامه، به عنوان راوی بزرگ و حتّی فقیه به خوانندگان شناسانیده شده اند؛ اما در همین مآخذ خدیجه ای که یک ربع قرن (25 سال) با پیامبر خاتم(ص) زیسته و سالها یار، حامی و مدافع آن وجود مبارک بوده، راوی حدیث نمی باشد؟![1]

خاندان

حضرت خدیجه(ع) منتسب به خاندانی اصیل و شریف از قبیله قریش می باشد، افراد این طایفه همگی حامی خانة کعبه، اهل فضل و فداکاری بوده اند، نیای ایشان قصَّی، جد چهارم پیامبر اکرم(ص) است. و با این وصف، وی با چند واسطه عموزاده و خویشاوند خاتم انبیاء(ص) است.

اسد بن عبدالعزی جد پدری حضرت خدیجه(ع)، شخصیت برجستۀ عصر خود بود. بیست سال قبل از طلوع بعثت نبی مکرم(ص)، وی به همراه عده ای از بزرگان مکه برای تأمین امنیت مکه و توابع، جلسه ای مشورتی تشکیل داده و با یکدیگر هم پیمان گردیدند تا به حقوق مظلومان و محرومان رسیدگی کنند و از ستم جفاکاران جلوگیری کنند و (چون نام سه نفر از اعضای مرکزی و مؤسّس این میثاق «فضل» نام داشت، آن را حلف الفضول نامیدند). پیامبر اکرم (ص) در بیست سالگی در این جلسات حضور می یافت که محل تشکیل آنها در منزل عبدالله بن جدعان بود، آن سرور عالمیان بعد از بعثت برای این میثاق نامه احترام قائل بود و می فرمود: اگر اکنون هم مرا به عضویت در آن پیمان فرا بخوانند می پذیرم.[2]

سلسله نسب حضرت خدیجه(ع) از طریق مادرش به لُوّی بن غالب، جدّ هشتم پیامبر(ص) منتهی می گردد و در نتیجه نسبش از این رهگذر به حضرت اسماعیل(ع) و ابراهیم خلیل (ع) می رسد.[3]

شکوه شکوفایی

پانزده سال قبل از عام الفیل و به گواهی بلاذری، در همان سال 570 میلادی که زمان ولادت رسول اکرم(ص) است، در خانة خویلد دختری دیده به جهان گشود که از همان آغاز ویژگی شگفتی داشت؛ چرا که شش ماهه متولد گردید و به همین دلیل او را خدیجه نامیدند، یعنی کودکی که قبل از موعد مورد انتظار، به دنیا آمده است. این طفل اگر چه در فضای تیره و تار عصر جاهلیت، دوران رشد و بالندگی خود را سپری کرد؛ امّا از خصال پسندیده ای برخوردار بود.[4] او به لحاظ سیمای ظاهری در زیبایی کم نظیر و چون خورشید درخشان بود.[5]

امام حسن مجتبی(ع) که در میان بنی هاشم از نظر زیبایی ضرب المثل بودند، فرموده اند: «وَ کنْتُ أَنَا أَشْبَهَ النَّاسِ بِخَدِیجَةَ الْکبْرَی[6]؛ من شبیه ترین افراد به خدیجه کبری بودم».

در وصف خاتم انبیاء(ص) خطاب به عیسی مسیح(ع) آمده است: «نسْلُهُ مِنْ مُبَارَکةٍ وَ هِی ضرَّةُ أُمِّک فِی الْجَنَّةِ؛[7] نسل او از مبارکه (بانوی با برکت) یعنی خدیجه است که همدم مادرت مریم در بهشت جاویدان می باشد.» بنابراین، این مولود باسعادت در کتاب انجیل به مبارکه ملقّب گردیده بود.[8] به رغم آن که در هنگام جاهلیت، وجود بانوان عفیف که از انحرافات مصون باشند، از نوادر است، حضرت خدیجه(ع) به دلیل پاکی در ابعاد گوناگون به طاهره موسوم گردیده بود.[9] او در میان زنان عصر خویش به دلیل برخورداری از کمالات و ارزشهای والای انسانی آن چنان ارجمند بود که پیامبر اکرم(ص) وی را با لقب کبری (والامقام) مخاطب قرار دادند.[10] در دعای ندبه از او به عنوان (خدیجه الغَرّاء) یاد گردیده است که به معنای شامخ، بلند و درخشان می باشد.[11]

حضرت ابوطالب(ع) که خود از مظلومان تاریخ اسلام است، خدیجه(ع) را این گونه وصف می نماید: خدیجه(ع) دارای سخاوت و عفت است، در میان بانوان خاندانش شهرت خوبی دارد، فضل و ارجش زبانزد مردم است و شأنی والا دارد.[12] شخصیت حضرت خدیجه(ع) در همان دوران سیاه جاهلی چنان چشمگیر و مورد تکریم خاص و عام قرار داشت که وی را به عنوان سیده نسوان (سرور زنان) مورد مدح و تجلیل قرار می دادند.[13]

او از آن چنان نفوذ اجتماعی برخوردار بود که اشراف و اعیان مکه حرمتش را نگه می داشتند؛ با وجود این ویژگی نسبت به اقشار ضعیف، محرومان و یتیمان توجه خاصی داشت و به همین دلیل از لقب ام الایتام (مادر یتیمان) لذت می برد؛ همچنین به لحاظ حالات اخلاقی قلوب اهالی حجاز را به سوی خود جلب کرده بود، و بانوان مکّه پروانه وار بر گرد وجودش اجتماع می کردند و از همنشینی با او احساس افتخار می نمودند؛ اقتدار اجتماعی حضرت خدیجه(ع) در میان طوایف مکّه به همراه اصالت خانوادگی و خصال پسندیده ای که در خود شکوفا نموده بود باعث گردید تا ایشان را ملکه حجاز و بزرگ بانوان قریش خطاب قرار دهند.[14]

حضرت خدیجه(ع) این افتخار فراموش نشدنی را برای خویش ثبت نموده است که قبل از ظهور اسلام بانویی موحّد و پیرو آئین حنیف حضرت ابراهیم خلیل(ع) بود و از ادیان تحریف شده و از شرک و بت پرستی انزجار داشت؛ با این وجود عده ای از مغرضان به دلیل عنادی که با خاندان طهارت دارند، کوشیده اند این گونه جلوه دهند که این بانو گرایشهایی به باورهای غیر توحیدی هم داشته است. این در حالی است که منابع شیعی و حتی مدارکی از اهل سنّت تصریح دارد که آن حضرت به همراه عبدالمطلب و ابوطالب قبل از بعثت نبوی به خدای یگانه ایمان داشته اند.[15]

بانوی کارآفرین

در جامعه ای آمیخته به توحّش، قبل از طلوع اسلام امتیازات افراد بر اساس موقعیت قبیله ای، ثروت، خدمه و امکانات مشخص می گردید و اشخاص برای رسیدن به چنین درجات کاذبی به خلاف روی می آوردند؛ اموال مردم را با تهدید و زور غارت می کردند، رباخواری و بهره کشی از دیگران امری رایج بود. در این فضای پریشان، حضرت خدیجه(ع) به دلیل فراست و درستی و پاکی، دارایی های خویش را به گونه ای مدیریت و نظارت می کرد که اولاً از طریق مشروع و عادلانه کسب گردیده باشد، ثانیاً به شکلی به کار گرفته شود که در چرخة اقتصادی جامعه، باری از دوش گرفتاران، افراد بیکار و دچار تنگناهای معیشتی بردارد. او نوعی مناسبات تجاری بین سرزمین مکّه و دیگر نواحی برقرار نمود که این روابط به بهبود روابط سرزمینها کمک می کرد.

آن بانو ثروت بدست آمده بر اثر فعالیتهای اقتصادی سالم خود را، راکد نگذاشت؛ بلکه با برنامه ریزی دقیق به وسیلۀ خدمه ای که در اختیار داشت در کاروانهای تجاری و فعالیتهای بازرگانی به کار انداخت. به گونه ای که هشتاد هزار شتر در قالب چند صد کاروان اموالش را به کانونهای مهم تجاری آن زمان همچون: یمن، مصر، شام، طایف، عراق، بحرین و عمان، حبشه، فلسطین و دیگر نقاط می رساندند. علاوه بر این وی در برخی سرزمینها نمایندگی های بازرگانی داشت و عده ای در این حلقۀ ارتباطی میان کارگزاران، خدمه و رؤسای کاروان ها، حساب رسی مرتب و منظم درباره داد و ستدها و بررسی عایدات را انجام می دادند؛ این تلاشهای پویایِ اقتصادی به مدیری با توانمندی فکری و ذهنی فعال، نیازمند است که حضرت خدیجه(ع) این ویژگی را دارا بود و بر امور فوق احاطۀ فوق العاده توأم با درایت داشت.

چنین مکانتی برای او شوکتی بزرگ و حشمتی عالی به ارمغان آورده بود و به همین دلیل بارها بسیاری از سران قبایل و رؤسای طوایف در سرزمین بطحاء به خواستگاری وی آمدند و در این راه چه عمرها و مالهایی هزینه کردند؛ اما حضرت خدیجه(ع) درخواست هیچ کدام را نپذیرفت؛ زیرا معیارهای آنان افکار جاهلی و ضوابط دنیوی بود.

او با این همه دارایی و اموال فراوان نمونه بارزی از زهد و وارستگی به شمار می رفت؛ زیرا به ثروت سرشار خویش دل بستگی نداشت. از همان آغاز با امکانات مالی خویش بسیاری از خانواده ها را تحت حمایت قرار می داد و امدادرسانی گسترده ای داشت. افرادی که مأمور رسیدگی به امور تجاری او بودند، به عنوان کارگزار، حقوق مکفی دریافت می کردند و سود و زیان معاملات مربوط به خودش بود، این شیوه، مزایای زیر را در بر داشت.

1. اشتغال زایی و ایجاد فرصت شغلی برای بیکاران داشت.

2. برای افراد دارای توان و تجربه های تجاری اما فاقد سرمایه این زمینه را فراهم می کرد که به چنین تلاشهایی روی آورند و آنان را مورد حمایت قرار می داد.

3. استقلال اقتصادی و عزت نیروهای به کارگرفته را تأمین می کرد.

4. از روی آوردن نیروهای فعال اقتصادی به مشاغل حرام و نامشروع جلوگیری می کرد.

5. مسافرتهای متعدّد این کارگزاران به نواحی گوناگون و آشنایی با آداب و رسوم و فرهنگهای مختلف کشورها در رشد فکری و اخلاقی آنان مؤثر بود.

6. چون خدیجه کبری(ع) از ایجاد انگیزه در کارکنان و رقابت سالم بین آنان بهره می گرفت، این مجموعه ضمن بهره ای بالا، می کوشیدند درست و سالم و ثمربخش امور را سامان دهند و از فساد، تبهکاری، رشوه و دیگر کج روی ها حتّی الامکان پرهیز می کردند.[16]

ادعاهایی مورد تأمّل

متأسفانه عده ای از مورخان، رجال نگاران و محدثان ضمن این که کوشیده اند فضایل حضرت خدیجه(ع) را انکار کنند یا مکارم او را مورد تحریف قرار دهند، نکاتی را مطرح کرده اند که بر حسب قرائن و شواهد معتبر و مستند واقعیت ندارد. برخی از این موارد عبارتند از:

1. آنان به حضرت خدیجه(ع) تهمت بت پرستی در دوران جاهلیت زده اند و این گونه اشاعه نموده اند که اگرچه او با طلوع اسلام در همان آغاز بعثت ایمان آورد؛ اما قبل از ظهور وحی، وی مشرک و یا کافر بوده است. در حالی که او و خاندانش از پیروان دین حنیف بوده اند و از آن جا که دین اسلام استمرار تعالیم حضرت ابراهیم(ع) است حنفای قبل از اسلام همچون حضرت خدیجه(ع)، مطابق آن تعالیم، عمل می کرده اند.[17]

2. مدعی گردیده اند این بانو قبل از ازدواج با رسول اکرم(ص) نخست به ازدواج ابوهاله درآمد و بعد از آن همسر عتیق بن عاقد گردید و از این دو شوهر خود صاحب فرزندانی گشت، ابن شهر آشوب ضمن اینکه گزارش این دو نکاح را ارائه می دهد در ادامه به استناد نگاشته های احمد بلاذری، ابوالقاسم کوفی، سید مرتضی علم الهدی در شافی و ابوجعفر در تلخیص می نویسد: خدیجه(ع) قبل از ازدواج با خاتم انبیاء(ص) شوهر نکرده بود، مؤید این نظر مطالبی است که در دو کتاب الانوار و البدع آمده است،

رقیه و زینب دختران هاله خواهر خدیجه(ع) هستند. البته این خواهرزاده ها تحت حمایت مالی و عاطفی حضرت خدیجه(ع) قرار داشته اند. به علاوه آن حضرت به خواستگاران متعدد خود که از چهره های بنام و پرآوازه قریش بودند، بی اعتنایی نمود و چون با پیامبر اکرم(ص) ازدواج کرد خشم مردان برجسته عرب را برانگیخت، اگر خدیجه(ع) قبلاً شوهر کرده بود دیگر اعتراضهای مذکور و عصبانی گردیدن آنان معنا و مفهومی نداشت.[18]

3. اشاعه دادند که خدیجه بر خلاف سنّت مرسوم و متداول، که مرد از زن خواستگاری می نماید، پیشنهاد ازدواج با پیامبر(ص) را به آن حضرت داد؛ اما واقعیت این است که آن بانو علاقه خویش را نسبت به چنین پیوندی اعلام کرد و گفت به دلیل امانت داری، راستگویی، اخلاق نیکو و روابط خویشاوندی به چنین ازدواجی تمایل دارم و چون خاتم انبیاء الهی(ص) چنین رضایتی را از حضرت خدیجه(ع) مطلع شدند به طور رسمی و طی مراسمی از ایشان خواستگاری نمود و ابوطالب عموی پیامبر(ص) رو به خویلد (پدر خدیجه) یا عموی وی نمود و گفت این برادرزاده ام که بر تمام مردان برجسته قریش برتری دارد اکنون خواستگار دختر شماست. خدیجه(ع) با کسب اجازه از پدر یا عمو (رقه بن نوفل) به این تقاضا پاسخ مثبت داد و صیغه عقد جاری گردید.[19]

4. در کتابهای خود آورده اند خدیجه به حالت بیوه و در 40 سالگی به عقد ازدواج پیامبر(ص) درآمد. اما با توجه به این که حمل فاطمه زهرا(ع) و ولادتش در سال دوم بعثت صورت گرفته است، ادعای فوق قرین صحت نمی باشد و قول به این که سن حضرت خدیجه(ع) هنگام انجام این پیمانِ پاک، 25 یا 28 ساله بوده قابل قبول تر است. گزارشهای ارائه گردیده درباره بالا بودن سن حضرت خدیجه(ع)، افزون بر تعارض با دیگر روایات و منقولات تاریخی، غیر صحیح و جعلی می باشد، کسانی که این گونه اخبار نادرست را مطرح می کنند تلاش دارند انگیزه ازدواج پیامبر(ص) با خدیجه(ع) را ثروت این بانو معرفی کنند و مسائل مربوط به باکره بودن ایشان را توجیه واقعیتهای تاریخی دانسته اند.[20]

 

پیوندی پاک و بابرکت

خدیجه که فعالیتهای تجاری گسترده ای داشت به دلیل آگاهی از فضایل و کمالات حضرت محمد(ص) از وی خواست با او در امور بازرگانی همکاری کند، آن حضرت پذیرفت و همراه کاروان حضرت خدیجه(ع) به منظور تجارت، عازم شام گردید؛ این کاروان در فروش کالاهایی که همراه خویش آورده بود به موقعیتهای ارزشمندی دست یافت، حضرت محمد(ص) وقتی به مکّه بازگشت ماجرای تجارت مذکور را برای خدیجه(ع) توضیح داد؛ اما میسره غلام خدیجه(ع)، که پیامبر(ص) را در این سفر همراهی می کرد آن چه را که در این سیاحت تجاری دیده بود و گویای عظمت معنوی پیامبر اکرم(ص) بود، برای این بانو باز گفت، حضرت خدیجه(ع) با شنیدن کرامتهایی دربارة رسول خدا(ص) و پی بردن به کمالات ملکوتی آن وجود مبارک علاقه مند گردید تا با خاتم انبیاء(ص) ازدواج کند.

بنابراین، یک سلسله عوامل اخلاقی و روحانی در چنین پیوند قدسی نقش داشته اند، نه آنکه صرفاً موفقیت پیامبر(ص) در امور تجاری منجر به تمایل حضرت خدیجه(ع) به ازدواج با رسول خدا(ص) گردیده باشد، حضرت محمد(ص) که در این بانو، خصال ستوده ای دیده بود به تشکیل زندگی مشترک با ایشان رضایت داد و خواستگاری از ایشان با حضور عموهای آن حضرت به طور رسمی انجام گردید و سرانجام این پیوند مبارک صورت گرفت.[21]

پس از ازدواج، پیامبر(ص) به منزل خدیجه(ع) تشریف بردند و این بانو اختیار دارایی های خود را به آن حضرت سپردند. هنگامی که در غار حرا واقع در شمال مکه بر پیامبر(ص) پیام وحی نازل گردید بلادرنگ به خانه خدیجه(ع) رفتند و این اتفاق نورانی را برایشان باز گفتند، سپس خدیجه(ع) نزد عموی خود ورقه بن نوفل رفته و آن چه را از پیامبر اکرم(ص) شنیده بود برای وی نقل کردند، این مرد خردمند و دانشور که از حنفاء بود خاطر نشان ساخت آن چه برای حضرت محمد(ص) اتفاق افتاده است آغاز رسالت اوست و آن بزرگوار به مقام نبوت مبعوث گردیده است.

حضرت خدیجه(ع) نخستین زنی بود که به پیامبر ایمان آورد و در نخستین روزهای بعثتِ حضرت محمد(ص) در کنار آن حضرت به نماز می ایستاد و این عمل باشکوه اولین جلوه دین داری در تاریخ اسلام به شمار می آمد.[22] حضرت خدیجه(ع) در دشوارترین شرایط با جان و مال به اسلام خدمت کرد و در تلخ ترین حوادث حامی و همراه و غم خوار پیامبر بود و از هیچ گونه ایثاری نسبت به پیامبر و اهداف مقدسش دریغ نمی نمود، از آغاز بعثت و نزول وحی تا سه سال، غیر از حضرت خدیجه(ع) و مولای متقیان علی(ع) کسی از رسالت پیامبر(ص) آگاه نبود و بعد از انقضای این مدت، هنگامی که آن حضرت مأمور گردید دعوت خود را علنی اعلام کند، کفار و مشرکان فشارها، آزارها و اذیتها و نیز شکنجه مسلمانان را آغاز کردند و برای خاتم رسولان و پیروانش تنگناهای فرساینده ای به وجود آوردند؛ چنان که محاصره اقتصادی را اجرایی نمودند، بدین گونه سختی های شعب ابوطالب که سه سال طول کشید.

پیامبر و یارانش را تحت فشار قرار داد، در این دوران حضرت خدیجه در نهایت مشقّت کنار آن حضرت مقاومت کرد و در درستی راهی که برگزیده بود ذره ای تردید به دل راه نداد و همواره عرضه می داشت: ای رسول خدا! تا خدیجه حیات دارد از حمایت تو دریغ نمی ورزد و در این راه هرگونه رنج و گرفتاری را به جان می خرد.[23] رسول اکرم(ص) فرموده اند: بهتر از خدیجه(ع) نصیب من نگردیده است؛ هنگامی به من ایمان آورد که مردم در کفر و شرک به سر می بُردند و موقعی مرا تصدیق کرد که دیگران تکذیبم نمودند؛ او دارایی خود را در سخت ترین شرایط در اختیار من نهاد. خداوند از او فرزندانی به من عطا کرد که به سایر همسرانم نداد.[24]

 

 

ادامه دارد...

 

 

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق این سایت محفوظ و متعلق به اداره کل تبلیغات اسلامی استان زنجان می باشد

طراحی و اجرا: صفیرسنتر پایگاه فرزندان انقلاب