اخبار

خط حزب‌الله ۲۷۹ | راه‌حل گرانی
 شماره‌ی دویست‌ و هفتاد و نه هفته‌نامه‌ی خط حزب‌الله با عنوان «راه‌حل گرانی» منتشر شد.  خط حزب‌الله در آستانه‌ی عید نوروز و ...
ادامه مطلب
رونمایی از تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب «عصرهای کریسکان» در ...
  تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب «عصرهای کریسکان» با حضور جمعی از مسئولان کشوری و استانی در سنندج رونمایی شد. به گزارش روابط عمومی اداره‌کل تبلیغات اسلامی ...
ادامه مطلب
بیانیه جمعیت بانوان فرهیخته و فعال فرهنگ دینی استان زنجان در پی ...
بیانیه جمعیت بانوان فرهیخته فرهنگ دینی استان زنجان، در عزای شهادت و ترور ناجوانمردانه دانشمند بزرگ هسته ای ایران دکتر محسن فخری زاده شهادت بالاترین پاداش و مزد ...
ادامه مطلب
مصاحبه خواندنی جرعه ای از عشق منتشر شد.
بسم الله الرحمن الرحیم          مقدمه  این نوشته گزار‌شی است حقیقی، از زندگی بانوئی‌ که در ۲۲ سالگی تولدی دیگر می‌یابد و در بحبوحه‌ی ...
ادامه مطلب

نوازش گوهر آفرینش

پنج بهار که از ازدواج پیامبر(ص) با حضرت خدیجه(ع) گذشت، کودکی در خانة عمویش ابوطالب چشم به جهان هستی گشود که علی(ع) نام گرفت. طفلی که حضرت محمد(ص) او را بسیار دوست داشت و مکرر وی را مورد نوازش قرار می داد و گاهی او را در آغوش خویش می فشرد. حضرت خدیجه(ع) که این عواطف رسول اکرم(ص) را درباره امیرمؤمنان(ع) دید، به این نوباوه محبت می کرد، جامه اش را عوض می نمود پیراهن آراسته و زیبا بر تنش می نمود، به خدمه اش می گفت این کودک را بر دوش گیرند، نوازش نمایند و به تفریح ببرند.

از این روی حضرت خدیجه(ع) همواره به خانه ابوطالب رفت و آمد داشت و والدین علی(ع) را مورد الطاف خود قرار می داد. به همین دلیل مردم دربارة حضرت علی(ع) می گفتند: او برادر محمد مصطفی(ص) و محبوب ترین افراد نزد او و نور چشم خدیجه(ع) است.[25] هنگامی که خشکسالی و قحطی، حجاز را فرا گرفت و این رویداد بر حیات اقتصادی ابوطالب اثر منفی گذاشت پیامبر اکرم(ص) به عموی خود عباس پیشنهاد کرد سزاوار است نزد او برویم و سرپرستی فرزندانش را عهده دار گردیم، عباس پذیرفت و همراه پیامبر نزد ابوطالب آمدند و موضوع مورد بحث را مطرح کردند، از آن پس حضرت محمد(ص) سرپرستی علی(ع) را در حالی که شش ساله بود، عهده دار گردید و از این زمان تا طلوع وحی این نوباوه تحت پرورشهای آن حضرت و همسرش حضرت خدیجه کبری قرار داشت. به گفته ابن شهر آشوب پرورشهای پیامبر(ص) و خدیجه(ع) درباره علی(ع) از روشهای تربیتی ابوطالب و فاطمه بنت اسد نیکوتر بود.[26]

 

مادر مروارید عصمت

در سال دوم بعثت، نبی اکرم(ص) از سوی خداوند متعال مأمور گردید به مدت یک اربعین از خدیجه(ع) کناره گیری کند، اگر چه این برنامه بر پیامبر گران آمد زیرا دوری از همسرش برایش دشوار بود؛ اما بر اساس فرمان الهی که بر هر امری برای آن حضرت مقدم بود به مدت چهل روز دور از آن بانو روزها را صائم بود و شبها به عبادت می پرداخت و با انقضای این دوره بر حضرت خدیجه(ع) وارد شد. حضرت خدیجه(ع) می گوید سوگند به پروردگار عالمیان آن وجود مقدس از من دور نگردیده بود که نور فاطمه(ع) را در رحم خود یافتم و سنگینی حمل را احساس کردم. در واقع کناره گیری چهل روزه نبی اکرم(ص) از خدیجه کبری(ع) از این جهت بود که برای دریافت هدیه الهی که همان وجود مقدس حضرت زهرای اطهر(ع) است آمادگی پیدا کند. هنگامی که فاطمه(ع) در رحم مادرش بود با وی سخن می گفت و او را درباره برخی نگرانی ها و گرفتاری ها دلداری می داد.

سرانجام در بیستم جمادی الثانی دومین سال از بعثت فاطمه زهرا(ع) دیده به جهان گشود. خدیجه(ع) به آن درجه ای از کمالات معنوی رسیده بود که رحم وی خاستگاه والاترین بانو گردید و نیز شایستگی لازم برای، پرورش زنی که خود گوهر عصمت است و نیز مادر ائمه معصومین(ع) به شمار می رود، به دست آورد. در ادعیه و زیارات مأثوره از واژه هایی همچون «ارحام مطهره» استفاده شده که حضرت خدیجه(ع) هم مشمول این طهارت می گردد و چنین نکته ای بر فضیلت و بزرگواری ایشان گواهی دارد.

در برخی منابع آمده است که چون حضرت خدیجه(ع) با پیامبر ازدواج کرد، زنان مکه با وی قطع رابطه کردند و او را ملامت می نمودند که چرا با این جوان یتیم ازدواج نموده است؛ تا این که خداوند با اعطای فاطمه(ع) به خدیجه(ع) وی را از تنهایی نجات داد و غمخوار تازه برایش در نظر گرفت؛ اما این ادعا پذیرفتنی نمی باشد. و غرض از آن انکار فضایل خدیجه(ع) می باشد، برابر روایات معتبر کسی این بانو را ترک نکرده؛ بلکه به دلیل مکانت والای حضرت زهرا(ع) زنان قریش اجازه ملاقات با خدیجه(ع) را در هنگام ولادت این نوزاد خجسته نداشته اند.[27]

 

وصف مقامات

حضرت خدیجه(ع) علاوه بر اصالت خانوادگی و شرافتهایی که در نهاد خویش شکوفا ساخته بود، تمامی توان خویش را در راه هدفی مقدس بکار گرفت و این لیاقت را به خود اختصاص داد که برای پیامبر(ص) کوثر آورد و حضرت زهرا(ع) را در دامن خود تربیت کرد، بانویی که وقتی جبرئیل بر خاتم انبیاء نازل می گردید سلام خداوند را به او می رسانید.

در روایتی آمده است: «اِنَّ جَبرَئیلَ(ع) أتی رَسُولَ اللهِ(ص) فَقالَ: اقرِی خَدیجَةَ السَّلام مِن رَبِّها، فَقالَ رَسُولُ الله(ص): یا خَدیجَة! هذا جَبَرئیلُ یقرِئُک السَّلامَ مِن رَبِّک، فَقالَت خَدیجَة: اللهُ السَّلام وَ مِنهُ السَّلام وَعَلی جَبرَئیل السلام؛[28] پیامبر(ص) به خدیجه(ع) فرمود: جبرئیل(ع) از جانب خداوند به تو سلام می رساند؛ خدیجه(ع) پاسخ داد: خداوند متعال خودش سلام است، سلام از اوست و بر جبرئیل سلام باد. در روایات متعدّدی خاتم انبیاء فرموده اند: «خَیرُ نسَاءِ الْعالَمِینَ مرْیمُ بِنْتُ عِمْرَانَ وَ آسِیةُ بِنْتُ مُزَاحِمٍ وَ خَدِیجَةُ بِنْتُ خُوَیلِدٍ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ(ص)؛[29] برترین زنان جهانیان عبارتند از: مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم، خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد(ص) و در روایتی پیامبر اکرم(ص) خدیجه را به داشتن خانه ای از نی در بهشت برین بشارت داده است که در آن اندوه و ملالی وجود ندارد.[30]

در فراز یکی از زیارت نامه های خاتم انبیاء(ص) که از ائمة هدی(ع) نقل گردیده است چنین می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَی أَزْوَاجک الطَّاهِرَاتِ الْخَیرَاتِ أُمَّهَاتِ الْمؤْمِنِینَ خصُوصاً الصِّدِّیقَةَ الطَّاهِرَةَ الزَّکیةَ الرَّاضِیةَ الْمَرْضِیةَ خَدِیجَةَ الْکبْرَی أُمَّ الْمُؤْمِنِینَ؛[31] درود بر همسران پاک و نیک تو، مادران اهل ایمان به ویژه سلام بر بانوی پاکیزه و پاک گردیده، خشنود و پسندیده خدیجه بزرگوار مادر مؤمنان». در زیارت نامه ای دیگر چنین آمده است: «السَّلَامُ عَلَی خَدِیجَةَ سَیدَةِ نِسَاءِ الْعَالِمِین؛[32] درود بر خدیجه سرور زنان عالمیان».

 

مایه مباهات

امویان و عباسیان تلاشهایی به عمل آوردند تا نام و یاد خدیجه کبری(ع) فراموش گردد، چنان که به فرمان معاویه خانه این بانو در مکه ویران گردید؛ اما در برابر این تهاجم مغرضانه، اهل بیت عصمت و طهارت(ع) برای زنده نگه داشتن یاد این بانوی گرامی کوشیدند، از جمله آن که پیوستگی خویش را به این بانو اعلام می نمودند، حضرت امام حسن(ع) بعد از صلح تحمیلی معاویه، در کوفه بر فراز منبر از ویژگی های خاندان خویش سخن گفت و در فرازی از بیانات گهربار خود، فرمود: ای معاویه جده من خدیجه می باشد؛ اما جده تو فتیله (زنی زشتکار در عصر جاهلیت) است.[33] حضرت امام حسین(ع) در روز عاشورا ضمن خطبه ای که در آن خود را به دشمن معرفی کرد، فرمود: شما را به خداوند متعال سوگند می دهم آیا می دانید جده من خدیجه دختر خویلد است و نیز ستمگران اموی را مخاطب قرار داد و فرمود: آیا می دانید من فرزند همسر پیامبر اکرم(ص)، خدیجه(ع) هستم.[34] حضرت علی بن الحسین(ع) در مجلس یزید در دمشق در خطبه افشاگرانه ای که ایراد فرمود، در فرازی از گوهر افشانی های خود، خویش را این گونه معرفی کرد: «اَنَا بنُ خَدیجة الکبری» من پسر خدیجه بانوی بزرگ اسلام هستم.[35]

ائمه معصومین در برنامه های عملی و رفتاری خود برای تکریم حضرت خدیجه(ع) و پاسداشت نامش تلاش می کردند، هنگامی که حضرت امام حسین(ع) برای انجام اعمال حج به مکه مشرف گردید بر سر مزار حضرت خدیجه(ع) حاضر گشت و مدتی به عبادت و نماز پرداخت و در فقدان او گریست.[36] نامگذاری دختران امامان و نیز نوادگان آن فروغهای فروزان به نام خدیجه(ع) نیز در این راستا صورت می گرفت.[37] از پیامبر و ائمه(ع) روایات گوناگونی در فضائل و مناقب این بانو رسیده است که در جوامع روایی مندرج می باشد، همچنین در زیارات مأثوره معصومان، ضمن این که از حضرت خدیجه(ع) یاد گردید، فضایل و مکارم ایشان نیز وصف شده و مقامات معنویشان مورد ستایش قرار گرفته است.

 

رحلت اسف بار

حضرت خدیجه کبری(ع) مدت 25 سال با پیامبر(ص) زندگی کرد و تا زمانی که وی در قید حیات بود آن وجود مبارک همسر دیگری اختیار نکرد و همین موضوع مؤید فضایل حضرت خدیجه(ع) می باشد، تمامی فرزندان رسول اکرم(ص) جز ابراهیم، از آن بانو بوده اند. سرانجام این بانوی بزرگوار در حدود 50 سالگی و تقریباً یک سال و نیم بعد از بیرون آمدن بنی هاشم از محاصرۀ اقتصادی در شعب ابوطالب و به فاصله چند روز یا چند ماه پس از وفات حضرت ابوطالب در دهم رمضان المبارک، سال دهم بعثت به سرای باقی شتافت، رسول اکرم(ص) پیکر پاکش را در قبرستان ابوطالب دفن نمود. از دست دادن این بانوی با فضیلت و فداکار برای پیامبر(ص) بسیار سخت، غمبار و ناراحت کننده بود، حضرت فاطمه زهرا(ع) نیز در غم فراق مادرش سوگوار و عزادار بود، از آن جا که در این ایام دو اندوه جان سوز روی داد؛ یعنی درگذشت ابوطالب(ع) و خدیجه(ع) رقم خورد.

پیامبر اکرم(ص) فرمود: نمی دانم برای کدامیک افزون تر اندوه ناک باشم و آن سال را عام الحزن نامید.[38] مرقد مطهر حضرت خدیجه(ع) در قبرستان حجون (قبرستان معلی) قرار داشت. مسلمانان در 727 هجری بارگاهی با شکوه بر مزارش بنا کردند و مردم حجاز مکرر بر سر مزارش می آمدند و نسبت به این بانوی شایسته اظهار ادب و خلوص می نمودند، ادبا و فصحای عرب قصاید فراوانی در منزلت او سرودند و این تکریمها و ارادتها نسبت به حضرت خدیجه(ع) و بارگاهش استمرار داشت؛ تا آنکه در سال 1344ق. وهابیان، این مکان زیارتی را تخریب نمودند و از آن زمان تاکنون مرقد این زن با ایمان و ایثارگر همچون مراقد ائمه بقیع (در مدینه)، مخروب، مهجور و غریب است.[39]

پیامبر(ص) بعد از رحلت آن بانو، بسیار از وی یاد می کرد و با وجود اینکه چنین رفتاری برای برخی از همسرانش غیرقابل تحمل بود ولی بر بزرگداشت و ذکر فضایلش تأکید، از مکارمش سخن و بارها به یادش می گریست.[40]

پی نوشت ها:

[1] صحیح بخاری، بیروت، دار الفکر، 1401 ق، ج 4، ص ۲۳۱، و ج ۱۷، ص ۷6.

[2] سیرة ابن هشام، قاهره، مکتبة مصطفی(افست مکتبة الصدر تهران)، 1355 ق، ج اول، ص 141 - 142.

[3] سیرة ابن هشام، ج اول، ص 201، منتخب التواریخ، میرزا محمد هاشم خراسانی، تهران، علمی، بی تا، ص 81 - 83.

[4] انساب الاشراف، بلاذری، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۳۹۷ ق، ج 9، ص 454.

[5] الأنوار و مفتاح السرور، احمد بکری، قم، رضی، 1411 ق، ص ۳۲۷.

[6] بحار الانوار، علامه مجلسی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403 ق، ج 16، ص ۷۵.

[7] همان، ج ۲۱، ص ۳5۲.

[8] الأمالی، شیخ صدوق، تهران اسلامیه، 1404 ق، ص 271.

[9] تنقیح المقال، علامه مامقانی، تهران جهان، ۱۳۵۲ ش، ج ۳، ص ۷۷.

[10] ریاحین الشریعة، ذبیح الله محلاتی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۳ش، ج ۲، ص ۲۰۷.

[11] دعاء الندبة و توثیقه من الکتاب و السنة، تألیف و تحقیق مؤسسة الامام الهادی، قم، پیام هادی، 1434 ق، ص ۲۸6.

[12] بحار الانوار، ج ۱6، ص 6۹.

[13] خدیجه، علی محمد علی دخیل، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۳، ص ۳۰ - ۳۱.

[14] ریاحین الشریعة، ج ۲، ص ۲۰۷، امیران ایمان، هاشم معروف حسینی، ترجمه علی شیخ الاسلامی، تهران، روزبه ۱۳6۰، ص 60.

[15] تاج العقائد و معدن الفوائد، این ولید، بیروت، مؤسسه عز الدین، 1403 ق، ص ۵۱، مسند احمد بن حنبل، بیروت، دار صادر، بی تا، ج 4، ص ۲۲۲.

[16] سیرة ابن هشام، ج اول، ص ۱۹۹ - ۲۰۰، و بحار الانوار، ج۱6، ص ۲۲، و سفینة البحار، محادث قمی، تحقیق مجمع البحوث الإسلامیة، مشهد، بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی، 14۱۸ ق، ج ۲، ص ۲۳ - ۲4، و شکوه زندگی، محمد تقی کمالی، تهران، امید، بی تا، ص 26 - ۲۷، و پیام زن، سال ۲۱، شماره 245، مرداد ۱۳۹۱.

[17] سیر اعلام النبلاء، ذهبی، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱4۰۵، ج ۲، ص ۱۱۵، مکارم الأخلاق، طبرسی، تهران، اسلامیة ۱۳54 ش، ص 60، مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص ۲۲۱ - ۲۲۲، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، جواد علی، قاهره، دار الساقی، ۱4۲۲، ج ۱۲، ص ۲۱، ام المؤمنین السیدة خدیجة، باقر شریف قرشی، مشهد، بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی، ۱۳۹4، ص ۳۱.

[18] بحار الأنوار، ج 16، ص ۲۲، و مناقب ابن شهر آشوب، تهران، مصطفوی، بی تا، ج اول، ص ۱۵۹.

[19] بحار الانوار، ج 16، ص 4 و ۲۰، وسفینة البحار، ج ۲، ص ۵6۹، الطبقات الکبری، ابن سعد، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1406 ق، ج اول، ص ۱۰۵، وفروغ ابدیت، جعفر سبحانی، قم، بوستان کتاب، ۱۳۷۵، ج اول، ص 164 -۱68.

[20] نساء النبی، بنت الشاطی، بیروت، دار الکتب العربی، 1406 ق، ص 54، و السیدة خدیجة، أم المؤمنین، ابراهیم جمل قاهره، دار المفضلة، بی تا، ص ۹6، ام المؤمنین خدیجه (از ولادت تا شهادت)، سید محمد حسین جلال زاده میبدی، قم ، مشهور، ۱۳۹۵، ص ۳۰ - ۳۱.

[21] سیرة ابن هشام، ج اول، ص ۲۱5، و انساب الاشراف، ج اول، ص ۹۷، و طبقات ابن سعد، ج اول، ص ۱۳۳، بحار الأنوار، ج 16، ص 4 -۵.

[22] سیر أعلام النبلاء، ج ۲، ص ۱۱4، و طبقات ابن سعد، ج 1، ص ۱۹4 - ۱۹۵، و المعارف، ابن قتیبه، قاهره، ۱۳۷۹ ق، ص ۵۹، و الکامل فی التاریخ، عز الدین ابن اثیر، بیروت، دار الصادر، بی تا، ج ۵، ص 436- 4۳۷.

[23] سیرة ابن هشام، ج ۱، ص ۲۷4، و الکامل، ج ۵، ص ۵۳۷، و البدایه، ج 6، ص 15 -16، و دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج ۲۲، ص ۱۱4، و الإصابة، ابن حجر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۳۲۸ ق، ج 4، ص ۲۸۱.

[24] بحار الانوار، ج ۱6، ص ۸ و ۱۲.

[25] همان، ج ۳5، ص 43.

[26] همان، ج ۳، ص ۱۱۸ - ۱۱۹، و مناقب، ج ۵، ص ۱۷۹ -۱۸۰.

[27] الأمالی، صدوق، ص 594 و مناقب، ج ۲، ص ۳۲، و سفینة البحار، ج ۱، ص ۳۸، و کشف الغمة فی معرفة الأئمة، علی بن عیسی اربلی، تبریز، مکتبة بنی هاشمی، ۱۳۸۱ ق، ج ۱، ص 446، و بحار الأنوار، ج 16، ص ۷۹ -۸۱.

[28] بحار الانوار، ج 16، ص ۱۱، و سیرة ابن هشام، ج اول، ص ۲۵۷.

[29] الاستیعاب، ج ۳، ص ۷۲۰، و بحار الأنوار، ج ۱۳، ص ۱6۲.

[30] سیرة أبو هشام، ج اول، ص ۲۷۳، تاریخ یعقوبی، ابن واضح یعقوبی، نجف، مکتبة الحیدریة، ۱۳۸4 ق، ج اول ص ۳۵4.

[31] بحار الأنوار، ج ۱۰۰، ص ۱۸۹.

[32] همان، ج ۱۰۲، ص ۲۷۲.

[33] الارشاد، شیخ مفید، قم، مکتبة بصیرتی، بی تا، ص ۱۷۳.

[34] بحار الانوار، ج 44، ص ۳۱۸، و ج 45، ص 6.

[35] همان، ج 44، ص ۱۷4.

[36] مناقب، ج، ص 69.

[37] ام البنین خدیجه(ع) ص ۱۱۹ - ۱۲۰.

[38] تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۳۵، و اعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی، تهران اسلامیه، ص ۱4۰، و دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج ۲۲، ص ۱۱۵.

[39] گنجینه های ویران، محمد عبایی خراسانی و سید رضا حسینی نسب، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی، ۱۳۷۲، ر ۱۳۱ - ۱۳۲، و مدینه شناسی سید محمد باقر نجفی، ج اول، ص ۳۲6، حضرت خدیجه اسطورة ایثار و مقاومت محمد محمدی اشتهاردی، قم، نیوی، ۱۳۷۷، ص ۲6۷.

[40] مختصر تاریخ دمشق لابن عساکر، ابن منظور، دمشق 1404 ق، ج ۲، ص ۲۷۵ و ۲۷6، الإصابة، ج ۱، ص ۲۸۳ أعیان الشیعة، سید محسن امین، بیروت، دار التعارف المطبوعات، 1403 ق، ج 6، ص ۳۰۸.

 

 

منبع: حوزه نت

 

 

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق این سایت محفوظ و متعلق به اداره کل تبلیغات اسلامی استان زنجان می باشد

طراحی و اجرا: صفیرسنتر پایگاه فرزندان انقلاب