اخبار

برگزاری دوره آموزشی سبک زندگی اسلامی در استان زنجان
برگزاری طرح جامع آموزش سبک زندگی اسلامی با هدف پیشگیری از طلاق ویژه بانوان متأهل در 18 پایگاه منتخب در سطح استان زنجان از بیست فروردین 98 به مدت یک ماه در حال برگزاری ...
ادامه مطلب
هندسه مبارزات زنان در دوران نهضت اسلامی
مریم مجتهدزاده   هندسه حضور زنان در دوران مبارزات نهضت اسلامی بسیار درخور توجه است. در این دوران، جایگاه عملکردی زنان، بیانگر نوعی تقسیم کار اجتماعی بر مبنای ...
ادامه مطلب
از ظرفیت جمعیت بانوان فرهیخته در تصمیم گیری های کلان استفاده شود
    به گزارش روابط عمومی اداره کل تبلیغات اسلامی استان زنجان، سمیه یوسفلی صبح امروز در چهارمین نشست فصلی جمعیت بانوان فرهیخته فرهنگ دینی استان، افزود: جمعیت ...
ادامه مطلب
برگزاری نشستهای تبیینی بیانیه گام دوم رهبری توسط کارگروههای ...
  سمیه یوسفلی ریس جمعیت بانوان فعال و فرهیخته استان زنجان: با توجه به صدور باینیه مهم "گام دوم" توسط مقام معظم رهبری در تاریخ 24 بهمن ماه 1397 جمعیت بانوان فرهیخته ...
ادامه مطلب

 

حضرت حسن (علیه السلام) می فرماید: به هند گفتم منطق او را توصیف کن، وی گفت:

((پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پیوسته هاله ای از حزن وجودش را فرا گرفته بود، همواره فکر می کرد، راحتی و آسایش برایش معنی نداشت، بی ضرورت حرف نمی زد، سکوتش طولانی بود، سخن را به گوشه لب تمام می کرد (روشن و واضح حرف می زد)، سخنانش جوامع کلمه ها[1] و خالی از حشو و زوائد و نه قاصر در مقصود بود. نه به کسی جفا می کرد و نه کسی را پست می شمرد، نعمت های الهی را بزرگ می انگاشت اگر چه بسیار اندک بوده، از غذا نه تعریف زیاد می کرد و نه بدگویی می نمود، به خاطر دنیا و آنچه مربوط به دنیا بود، خشمگین نمی شد و چون غضبناک می گشت هیچ چیز آتش غضبش را فرو نمی نشاند تا وقتی او را در راه حق یاری کنند و هرگز برای امور شخصی خود خشمگین نمی گشت. وقتی می خواست اشاره کند با همه کف دست اشاره می کرد و چون در تعجب می شد دست را بر می گردانید و چون حرف می زد به دست نیز اشاره می فرمود و به کف دست راست بر انگشت ابهام چپ می زد، و چون در غضب می شد روی می گردانید و غیرت می نمود، و چون خوشحال می گشت چشم ها فرو می بست. عمده خنده هایش همان تبسم بود که دندان هایش همچون دانه های باران نمایان می گشت )).

 

حضرت امام حسن (علیه السلام) گوید: من این اوصاف را مدتی از برادرم حسین (علیه السلام) پوشیده می داشتم و بعد از زمانی برایش بازگو کردم بعد متوجه شدم که او همه این اوصاف را از پدر پرسیده و هیچ چیز را فرو گذار نکرده است.

 

حسین (علیه السلام) گوید: از پدرم راجع به ورود پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به خانه سؤ ال کردم، وی فرمود: ورود حضرت به اختیار خویش پس از کسب اذن بود و چون داخل خانه می شد وقت خود را سه قسمت می نمود:

یک قسمت آن را برای خدای متعال، قسمت دوم را برای اهل بیت (علیهم السلام ) و قسمت سوم را برای کارهای شخصی،

وقت اختصاصی خود را نیز دو قسمت کرده بود: بخشی را برای خود و بخشی برای مردم، که صرف امور همه مردم از عام و خاص می نمود و هیچ چیز را از ایشان دریغ نمی کرد و یکی از سیرت های حضرت در آن قسمت از وقتش که برای مردم نهاده بود، این بود که اهل فضل را برتری می داد و هر کس را به اندازه فضل و برتری اش در دین سهم می داد، که بعضی از مردم یک نیاز داشتند و بعضی دو نیاز و بعضی نیازهای بیشتری داشتند. به اندازه ای که کار او و کار امت را به اصلاح آورد، تن به اشتغال می داد، و ایشان را به آنچه سزاوار ایشان است اخبار می فرمود، و می فرمود: حتما حاضران به غائبان اطلاع دهند و حاجت کسانی را که نمی توانند خود نیاز خویش را به من برسانند، برایم بگویید که هر کس چنین کاری انجام دهد و حاجت حاجتمندی را به حاکمی خبر دهد، خداوند قدمهایش را در قیامت نگه می دارد، که در محضر او جز این مقوله ها سخن نمی رفت. مردم برای زیارت بر او وارد می شدند و جز با شیرین کامی، آشنا به مسائل و هدایت یافته بیرون نمی رفتند.

 

حسین (علیه السلام) می گوید: از پدرم درباره کارهای بیرونی او پرسش نمودم که در خارج منزل، چه می کرد؟

فرمود: پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) جز در سخنان سودمند، لب فرو می بست و سخنانی می گفت که بین مردم الفت ایجاد کند و از بازگویی سخنان تفرقه انگیز پرهیز می نمود، و بزرگ هر قومی را گرامی می شمرد و او را بر قوم خود سرپرست می گماشت و مردم را از فتنه ها بر حذر می داشت و از اینکه با مردم جز با خلق نیک و خوشرویی برخورد و معاشرت داشته باشد، احتو راز می فرمود و از حال اصحاب و یارانش جستجو و تفقد می نمود و درباره امور جاری در میان مردم از مردم می پرسید: نیکی را می ستود و بدی را تقبیح می کرد و مورد شماتت و تحقیر قرار می داد. در کارها راه اعتدال را می پیمود و از اختلاف بر حذر بود. هرگز غفلت به خود راه نمی داد که نکند دیگران به غفلت گرفتار آیند یا به ملامت و تنبلی دچار شوند و برای هر حلالی در نزد او برنامه و ساز و سامانی بود، کوتاهی در حق را روا نمی دانست و چیزی بر آن نمی افزود و هرگز از آن تجاوز نمی کرد. کسانی که پهلوی او می نشستند، بهترین مردم بودند و کسی نزد او منزلتی بالاتر داشت که مواسات [2] و موازاتش [3] با مردم زیادتر می نمود و خیرخواهی اش بیشتر بود. حسین (علیه السلام) گوید: درباره نشست و برخاست پیغمبر پرسیدم. وی (پدرم ) پاسخ داد: پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می نشست و بر نمی خاست مگر با یاد خدای متعال، و برای خود جایگاه مخصوصی که نشان تشخص و برتری باشد قرار نمی داد و دیگران را هم از این کار نهی می فرمود، و چون به مجلسی وارد می گشت هر جا که خالی بود همانجا می نشست و دیگران را هم به این عمل توصیه می نمود. به هر یک از اهل مجلس به مقدار شاءن و در خور حالش توجه می کرد (و وقت می داد) که یک نفر نپندارد که دیگری نزد او برتر و گرامی تر است. هر کس با او مجالست می نمود یا برای حاجتی با وی به سخن می ایستاد، آنقدر صبر می نمود تا خود طرف خداحافظی کند و هر کس از وی حاجتی می خواست یا حاجت او را روا و یا با سخنی گرم و مناسب، مرخصش می نمود. مردم از اخلاق و سعه صدر او در راحتی و آسایش بودند. او برای مردم، پدری مهربان بود و همگان در نزد او از نظر حقوق در یک درجه قرار داشتند، مجلس او مجلس حلم و شرم و صبر و امانت بود، در مجلس وی صداها بلند نمی گشت و حرمت کسی هتک و پاره نمی شد و لغزش های کسی برملا نمی گشت. مجلسیان او، همگی تعادل را رعایت نموده، تقوی و فروتنی پیشه می کردند. بزرگان مورد احترام و خردسالان، مورد رحمت و شفقت قرار می گرفتند و حاجتمندان را بر خود ایثار می نمودند.

 

پی نوشت:

 

[1] پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: خداوند به من جوامع كلم داده . يعنى سخنان كوتاه و پرمعنى . (كلمات قصار)

[2] مواسات : ديگرى را با خود يكسان قرار دادن يا به خود برترى دادن .

[3] موازات : يارى و همكارى با ديگران .

 

منبع: حوزه نت 

 

 

 

 

 

تمام حقوق این سایت محفوظ و متعلق به اداره کل تبلیغات اسلامی استان زنجان می باشد

طراحی و اجرا: صفیرسنتر پایگاه فرزندان انقلاب