اخبار

خط حزب‌الله ۲۷۹ | راه‌حل گرانی
 شماره‌ی دویست‌ و هفتاد و نه هفته‌نامه‌ی خط حزب‌الله با عنوان «راه‌حل گرانی» منتشر شد.  خط حزب‌الله در آستانه‌ی عید نوروز و ...
ادامه مطلب
رونمایی از تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب «عصرهای کریسکان» در ...
  تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب «عصرهای کریسکان» با حضور جمعی از مسئولان کشوری و استانی در سنندج رونمایی شد. به گزارش روابط عمومی اداره‌کل تبلیغات اسلامی ...
ادامه مطلب
بیانیه جمعیت بانوان فرهیخته و فعال فرهنگ دینی استان زنجان در پی ...
بیانیه جمعیت بانوان فرهیخته فرهنگ دینی استان زنجان، در عزای شهادت و ترور ناجوانمردانه دانشمند بزرگ هسته ای ایران دکتر محسن فخری زاده شهادت بالاترین پاداش و مزد ...
ادامه مطلب
مصاحبه خواندنی جرعه ای از عشق منتشر شد.
بسم الله الرحمن الرحیم          مقدمه  این نوشته گزار‌شی است حقیقی، از زندگی بانوئی‌ که در ۲۲ سالگی تولدی دیگر می‌یابد و در بحبوحه‌ی ...
ادامه مطلب

پنجم اردیبهشت، سالروز شکست نظامی آمریکا در صحرای طبس است. مزدوران آمریکایی قصد آزادسازی گروگان ها را داشتند. شکست شیطان بزرگ در این عملیات، حمله فیلداران ابرهه را به خانه کعبه در ذهن ها زنده می کند. در این روز نیز، دانه های ریز شن، دسیسه بزرگ آمریکا را فرو شکست و در ذهن مردم ایران منفور باقی ماند. امروز هم اگر دشمن دست از پا خطا کند، سایبریان و افسران نرم حزب الله آنها را در نطفه خفه خواهند کرد.

شرح توطئه نافرجام

در شامگاه چهارم اردیبهشت 1359 ه.ش هفت فروند هواپیمای غول پیکر نظامی 130 - C و هشت فروند بال گرد نظامی مجهز امریکایی مرزهای هوای جنوبی ایران را بدون کوچک ترین مقاومتی پشت سر گذاشته و وارد حریم هوایی جمهوری اسلامی ایران می گردند. یکی از پاسگاه های مرزی عبور آنها را گزارش می دهد، امّا به دلایلی نامعلوم به آن گزارش ترتیب اثر داده نمی شود. هواپیماها و بال گردها پس از طی مسافتی بیش از هزار کیلومتر در حریم هوایی ایران بدون برخورد با هیچ گونه مانعی جهت سوخت گیری و احتمالاً برای هماهنگی شروع عملیات در یک فرودگاه متروکه - که در جنگ جهانی دوم در نزدیک رباط خان طبس توسط قوای متفقین ساخته شده بود - فرود می آیند. توطئه گران مجهز به تمامی تجهیزات نظامی و حتی تانک، موتورسیکلت های پرقدرت سریع و سنگین (تریل) اتومبیل جیپ و سلاح های مختلف بودند. زمان فرود اندکی قبل از نیمه شب چهارم اردیبهشت بود. یک اتوبوس مسافربری از کوره راه نزدیک عبور می کند. با پنتاگون تماس گرفته شد که چه تصمیمی در مورد چهل سرنشین اتوبوس بگیرند، دستور داده شد که تمامی مسافران را بازداشت نموده و درون یک هواپیمای 130 - C قرار داده و به طور موقت آنان را از ایران خارج سازند. یکی از ایرانیان گفت: آنها به ما گفتند که دوباره بر اتوبوس سوار می شویم، یک امریکایی اتوبوس ما را به نزدیک هواپیمایی راند. او به ما گفت: پیاده شویم و سوار هواپیما گردیم. حساس ترین لحظات مأموریت فرا می رسید. یکی از مسافران ایرانی گفت: ما در حال سوار شدن به داخل هواپیما بودیم که ناگهان مشاهده کردیم یکی از هواپیماها آتش گرفت. حقیقت مطلب این بود که یکی از بال گردها در زمین از هواپیمای 130 C-بنزین گیری کرده بود، از زمین بلند شد تا بال گرد دیگری جهت سوخت گیری آماده شود، اما در این لحظه خلبان، بال گرد RH-S3D را به سرعت به سوی جلو راند. در این لحظه پروانه آن با بدنه هواپیما برخورد نمود و در همان موقع هر دو آتش گرفتند و هشت امریکایی هلاک گردیدند. هم چنین قبل از آتش سوزی یک کامیون به طرف جاده می آمد که راننده اش پس از تیراندازی به سوی تانکر متواری شد. ترافیک غیر منتظره در جاده ای کویری و احتمال فاش شدن مأموریت، مرگ کماندوها و احتیاج فوری به رسانیدن زخمی ها به بیمارستان یک تصمیم بسیار دشواری را پیش می کشید که امریکایی ها باید هر چه زودتر صحرا را ترک کنند. زمانی باقی نمانده بود تا بدنه هواپپیما خنک شود و آنها اجساد را بیرون بکشند. در عوض نجات دهندگان باید در مرحله اول خود را از این وضع می رهانیدند. پس به سوی هواپیمای 130-C رفتند و سوار آن شدند و پا به فرار گذاشتند. یکی از کسانی که در این مأموریت نقش داشت، با حضور جیمی کارتر در مصاحبه مطبوعاتی پس از عملیات نافرجام نجات، جزئیات چندی از این مأموریت را فاش نمود، اما وزیر دفاع امریکا - هارولد براون - سرّی تر برخورد می نمود و کم تر اطلاعات می داد. حضور کارتر در یک مصاحبه مطبوعاتی، آن هم درست چند ساعت پس از فرار امریکایی ها از خاک ایران با چشمانی سرخ و ورم کرده حاکی از بی خوابی، خشم، ترس و ناامیدی نشان دهنده این موضوع بود که می خواست به عوامل خود در درون ایران بفهماند که عملیات عقیم مانده و آنان را از ادامه برنامه بازدارد.

زمینه های تجاوز

آمریکا که تمام تلاش خود را در حمایت از رژیم شاه و جلوگیری از پیروزی انقلاب به کار بسته بود، با پیروزی انقلاب اسلامی، سفارت خود را به عنوان پایگاهی برای طراحی و اجرای توطئه علیه انقلاب تبدیل کرد؛ تا بتواند آن بخش از اقداماتش را که می توانست در پوشش دیپلماتیک برای شکست یا به انحراف کشاندن نظام نو پای اسلامی انجام دهد، با مرکزیت سفارت، به اجرا درآورد. افسران سازمان سیا (CIA) با استفاده از شرایط نابسامان بعد از انقلاب و درهم ریختگی و نامشخص بودن حوزة مسئولیت ها که نتیجة طبیعی هر انقلابی است، سعی کردند با نفوذ در مناطق کلیدی و حساس، از تعمیق و گسترش هر چه بیشتر انقلاب اسلامی، جلوگیری کنند. لانة جاسوسی آمریکا با ایجاد شبکه های جاسوسی و اطلاعاتی، در پی آن بود تا با بحران آفرینی، تضعیف نیروهای اصیل انقلاب و جایگاه و شخصیت حضرت امام و همچنین ایجاد گسست و شکاف میان رهبری و نسل جوان، فعال ترین و انقلابی ترین نیروی اجتماع را از رهبری دور کند؛ تا بتواند با تاثیر بر آنها و نفوذ در ارتش، حرکت انقلابی مردم ایران را آسیب پذیر سازد. با اشغال لانه جاسوسی از سوی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - که در حقیقت انقلاب دومی به وقوع پیوست - توطئه های مزورانه امریکا در نفوذ، رسوخ و مسخ انقلاب اسلامی به شکست منجر شد. دست های خیانت بار همساز با شیطان بزرگ نیز در این ماجرا افشا گردید. لذا تهدیدات نظامی و اقتصادی از ابتدایی ترین اقدامات جهت غلبه بر این پیروزی بزرگ بود. امت مسلمان ایران از تاریخ 13 آبان 1358 که روز تسخیر جاسوس خانه امریکا بود در گرماگرم یک جریان حادّ ضد امریکایی قرار گرفته بود. البته مردم، مخصوصاً دانشجویان چنین مبارزه پرشور و خط مبارزاتی پیگیر را از رهبر انقلاب که امریکا را به بن بست کشانده بود، فرا گرفته بودند و تسخیر آن لانه جاسوسی محصول حملات بی امان امام خمینی علیه امریکا بود. ایشان در یک سخنرانی تلویزیونی فرمودند: «چرا جوانان و طلاّب ما ساکت نشسته اند و علیه امریکا و توطئه های او نمی شورند» دو سه روزی از این بیانات نگذشته بود که لانه جاسوسی در تهران فتح گردید. شکست کوشش های دیپلماتیک و طرح های بسیار مزدورانه امریکا برای آزادسازی گروگان ها از اهم زمینه هایی بود که موجبات این تهاجم را فراهم ساخت.

دشمن دیرین

کشمکش های فراوانی در طول 444 روز اسارت گروگان های آمریکایی در ایران، رخ داد و در 19 فروردین 1359ش. روابط ایران و آمریکا به صورت رسمی از سوی دولت وقت آمریکا قطع شد. در 7 اردیبهشت آمریکا در علنی ترین دخالت و اعمال نفوذ در ایران در عملیات طبس، شکست سنگینی را پذیرفت. بعد از شکست در طبس کارتر باید فکر دیگری می کرد؛ چون او به شدت تحت فشار افکار عمومی و جریان مخالف خود در آمریکا بود. در خرداد ماه 1359ش. پروژه پر پیچ و خم تحریم های ایالات متحده برضد ایران آغاز شد؛ تحریم هایی که هنوز بعد از گذشت 30 سال ادامه دارد. این در حالی بود که تلاش برای حل مسئلة گروگان ها ادامه داشت. آمریکایی ها شرایط بدیهی ایران را برای آزادی گروگان ها را که عبارت بودند از: «باز گرداندن دارایی های شاه، تعهد به عدم مداخله در امور ایران، آزاد کردن دارایی های ایران در آمریکا و لغو ادعاهای آمریکا برضد ایران»، رد کردند. هنوز بحران گروگان گیری ادامه داشت که دونالد ریگان، نامزد جمهوری خواهان به ریاست دولت آمریکا رسید. در پی مذاکرات الجزایر و توافق های آن در اول بهمن 1359ش. تمامی گروگان ها آزاد شدند و در مقابل، دولت آمریکا به هیچ کدام از بند های توافق نامة الجزایر عمل نکرد. در همان روزها جنگ تحمیلی ادامه داشت و دولت ریگان به شدت از عراق حمایت می کرد. با آزادسازی خرمشهر و بازپس گیری سرزمین های اشغالی از ارتش بعث عراق، ایران دولت های غربی را از عراق دلسرد کرد. ریگان تصمیم گرفت تهران را تحت فشارهای بیشتری قرار دهد و دیپلماسی نفوذ و تخریب را در مورد ایران، به کار بست. برژینسکی، مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا معتقد بود: موقعیت استراتژیک ایران چنان برای غرب اهمیت دارد که آمریکا باید به هر صورت، حتی با اقدام نظامی، جلوی از دست رفتن ایران و جدایی اش را از حوزة نفوذ غرب بگیرد. در همین راستا، جفری کمپ، مسئول شرق نزدیک در شورای امنیت ملی آمریکا با تهیة گزارشی برای رابرت مک فارلین خاطر نشان کرد که آیت الله خمینی تهدیدی آشکار برای منافع غرب به شمار می رود. وی در این گزارش به دولت آمریکا پیشنهاد کرد که طی عملیاتی نظامی، دولت ایران را ساقط کند.

عبرت ها و پیام ها

واقعه طبس، یک ماجرای شگفت تاریخی است که شکست هیمنه و ابهت نظامی آمریکا را در بـرابر امواج اقتدار الهی انقلاب اسلامی در هماره تاریخ به یادگار نهاده است و بزرگداشت آن،به طور یـقین اقتدار نظام و ذلت و خواری سـردمداران آمـریکایی را به دنبال دارد. حادثه پنجم اردیبهشت 1359،یادآور معجزه قرن در صحرای طبس است که مصداقی دیگر از سوره فیل را به رخ جهانیان و نیزاز خدا بی خبران کشاند،تا آن ملحدان از خدا بی خبر به خود آیند ودست از شرارت ها و خباثت های خـود بردارند. زمانی دور، سپاه ابرهه با فیل های بزرگ برای تخریب کعبه راهی مکه شدند، تا در این سرزمین امن، جنایتی وحشتناک را رقم بزنند. مردم شهر که توان مقابله با این سپاه را نداشتند برای حفظ جان خـود شـهرها را خالی کردند و به کوهها پناه بردند و اراده خداوند به گونه دیگری محقق شد. انبوه پرندگان در آسمان ظاهر شدند و با سنگ هایی ریز، ابرهه و سپاهش و نیز فیل های بزرگ را از پای درآوردند: «مکروا و مکر اللّه و اللّه خیر الماکرین»

رشحاتی از قلم

و خداوند سربازانی از شن دارد و لشکریانی از باد. و در هر ذره زمین، حکمتی پنهان است و قدرتی لا یزال. ایمان بیاورید به این که درخت، ریشه گرفته از «لا»، به «إلّا» می رسد و هیچ طاغوتی نمی تواند ریشه نور را بخشکاند. و دیدی که خداوند با اصحاب فیل چه کرد، وقتی به قصد حریم عشق، لشکر ابرهه تاخت؟ دیدی که نمرود را عاقبت چه از پای انداخت و دست های جبریل بر دهان فرعون لُجّه ای از گِل زد؟ دیدیم و بسیار دیدیم که درخت های آبیاری شده از خون شهید، با هیچ سیلاب و طغیان ویرانگری، از جای کنده نمی شود! ایمان آوردیم که خداوند، یاور ماست و بال های شیطان، برای همیشه بسته خواهد ماند. ایمان آوردیم که صدای قرآن، برتر از تمام سلاح های تاریخ است و هواپیماها مسخ می شوند و می سوزند؛ وقتی به آسمانی می رسد که نور ولایت، آن را روشن می کند... ابابیل، دانه های شن شدند و فیل های طاغوت و استکبار به خاک و خون کشیده شدند.

 

 

منبع: حوزه نت

 

 

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمام حقوق این سایت محفوظ و متعلق به اداره کل تبلیغات اسلامی استان زنجان می باشد

طراحی و اجرا: صفیرسنتر پایگاه فرزندان انقلاب